X
تبلیغات
طب پارسی


طب پارسی

طب سنتی ایران

 علل پدیده های جسمی از دیدگاه ابوعلی سینا(2)

   سردی بخش ها

   ﺳﺮدي ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﺎن ﺗﻦ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :

  ۱ـ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺟﻨﺒﺶ ﻣﻔﺮط، زﻳﺮا ﺑﺮ اﺛﺮا ﻓﺮاط درﺟﻨﺒﺶ ﺣﺮارت ﻏﺮﻳﺰي ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻲرود.

 ۲-آراﻣﺶ در ﺣﺪ اﻓﺮاط، زﻳﺮا ﺣﺮارت ﻏﺮﻳﺰي ﺑﺮ اﺛﺮا ﻓﺮاط در آراﻣﺶ ﺧﻔﻪ ﻣﻲﺷﻮد.

 ۳- ﺧﻮردن و ﻧﻮﺷﻴﺪن ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ از ﺣﺪ ﻻزم.

 ۴ـ اﻣﺴﺎك در ﺧﻮردن و ﻧﻮﺷﻴﺪن.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 22:8 توسط مینا| |

 علل پدیده های جسمی از دیدگاه ابو علی سینا

ﮔﺮﻣﻲﺑﺨﺶﻫﺎ :

 

ﮔﺮﻣﻲﺑﺨﺶﻫﺎي ﺗﻦ آدﻣﻲ از اﻳﻦ ﻗﺮارﻧﺪ :

  • ـ
  •  
  • ﻏﺬاﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ از ﻟﺤﺎظ ﻣﻘﺪار در ﺣﺪ اﻋﺘﺪال ﻫﺴﺘﻨﺪ.
  • ـ ﺣﺮﻛﺎت ﻣﻌﺘﺪل ورزش ﻣﻌﺘﺪل ﻧﻴﺰ دررده ﺣﺮﻛﺎت ﻣﻌﺘﺪل ﻗﺮار دارد.
  • ـ ﻣﺎﺳﺎژ (دﻟﻚ) در ﺣﺪ اﻋﺘﺪال و دور از اﻓﺮاط
  • ـ ﻣﺎﻟﺶ دادن ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ دﺳﺖ (ﻏﻤﺰ) در ﺣﺪ اﻋﺘﺪال
  • .

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 22:39 توسط مینا| |

 کلاس آموزش طب سنتی ایران (برای عموم)

دوره آموزشی مقدماتی طب سنتی ایران با حضور و تدریس دستیاران و متخصصان دکترای تخصصی طب سنتی، پاییز امسال برگزار می‌گردد. شرکت در این کلاسها برای عموم آزاد است و به شرکت کنندگان گواهی پایان دوره اعطا خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 7:43 توسط مینا| |

 شرح حال و آثار مشاهیر طی سنتی

حكیم محمد اعظم خان، 

در این باب، در مقدمه کتاب اکسیر اعظم (به زبان اردو) آمده است:

وطن اصلی فاضلْ ‌مؤلف نیر اعظم، حكیم محمد اعظم خان، سیستان خراسان بود. جد اعلای وی حكیم محمد كاظم خان از خراسان به كابلِ افغانستان هجرت كرده بود. [وی دو فرزند به نامهای حكیم محمد اسماعیل خان و رضی خان داشت.



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 7:36 توسط مینا| |


  •  


    درمانگاه طب سنتی خارک

  • مدیریت: دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران
  • شماره تماس: 66754151-5 و 667541


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 22:16 توسط مینا| |

درمانگاه طب سنتی بیمارستان شهدای تجریش


  • مدیریت: مرکز جامع کنترل سرطان - دانشگاه شهید بهشتی
  • شماره تماس: 22754276


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 23:14 توسط مینا| |

معرفی مراکز درمانی طب سنتی

درمانگاه ویژه کیست تخمدان با رویکرد طب سنتی ایران، در کلینیک سلامت خانواده، وابسته به دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد، شروع به کار کرد.

این درمانگاه که به عنوان زیرمجموعه بخش تخصصی زنان و زایمان بیمارستان شهید مصطفی خمینی و با مدیریت خانم دکتر سکینه مؤیدمحسنی راه‌اندازی شده,


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 23:2 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (7)

داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از

ﻫﺮﻳﻚ از ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺿﻴﺢ آنﻫﺎ ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و ﺷﺮح ﻣﻲدﻫﻴﻢ :

39- داروی به هم آورنده ( مدمل)

 ﺑﻪ ﻫﻢ آور ﻋﺒﺎرت از داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ رﻃﻮﺑﺖ ﻣﻴﺎن ﻫﺮ دو ﻃﺮف زﺧﻢ را ﻏﻠﻈﺖ ﺑﺨﺸﺪ و آن را ﺧﺸﻚ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻲ درآﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﭘﻮﺷﻴﺪن و ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﺴﺒﻴﺪن آﻣﺎده ﺷﻮد و ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﻫﺮ دو ﻃﺮف زﺧﻢ را ﺑﻪ ﻫﻢ آورد. ﺧﻮن ﺳﻴﺎوﺷﺎن و ﺻﺒﺮزرد از اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ داروﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

40- داروی رویاننده گوشت (منبت اللحم)

اﻳﻦ ﻧﻮع دارو ﻣﺰاج ﺧﻮﻧﻲ را ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ زﺧﻢ وارد ﻣﻲآﻳﺪ و ﺧﻮن را ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎم آن را ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﻲﺳﺎزد.

41-داروی مهر گذار (خاتم)


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 0:33 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (6)

داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از

ﻫﺮﻳﻚ از ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺿﻴﺢ آنﻫﺎ ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و ﺷﺮح ﻣﻲدﻫﻴﻢ :


30- داروی شوینده ( غسال)

داروﻳﻲ را ﺷﻮﻳﻨﺪه ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲزداﻳﺪ، اﻣﺎ اﻳﻦ زدودن از ﻧﻴﺮوي ﻣﻮﺛﺮي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در او ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ ﺑﻠﻜﻪ از ﻧﻴﺮوﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻧﻴﺮوي ﻣﻮﺛﺮ دﻳﮕﺮ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ و ﺣﺮﻛﺖ آن راﻳﺎري ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.  ﻣﻨﻈﻮرم از ﻧﻴﺮوي ﺗﺎﺛﻴﺮﭘﺬﻳﺮ، رﻃﻮﺑﺖ و ﻣﺮادم از ﺣﺮﻛﺖ، ﺟﺎري ﺷﺪن اﺳﺖ.  ﭼﻪ ﻫﺮﮔﺎه ﻣﺎﻳﻌﻲ ﻟﻄﻴﻒ ﺑﺮ دﻫﺎﻧﻪ رگﻫﺎ ﺟﺮﻳﺎن ﻳﺎﻓﺖ، ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ رﻃﻮﺑﺖ آن ﻣﻮاد زاﻳﺪ را ﻧﺮم ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ و در ﺟﺮﻳﺎﻧﺶ اﻳﻦ ﻣﻮاد ﻧﺮم  ﺷﺪه را ﻛﻨﺎر ﻣﻲزﻧﺪﻣﺎﻧﻨﺪ:  آب ﺟﻮ   (ﻣﺎءاﻟﺸﻌﻴﺮ)  و آب  زﻻل و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن.

31- داروی چرک آور ( موسخ للقروح)

ﻣﻨﻈﻮر از   ﭼﺮك آور داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻣﺮﻃﻮب ﻛﻪ ﺑﺎ رﻃﻮﺑﺖ َﻗﺮﺣﻪ ﻣﻲآﻣﻴﺰد و ﭼﺮك و رﻃﻮﺑﺖ َﻗﺮﺣﻪ را ﻓﺰوﻧﻲ ﻣﻲدﻫﺪ و ﻣﺎﻧﻊ ﺧﺸﻜﻴﺪن و ﺑﻪ ﻫﻢ آﻣﺪن زﺧﻢ ﻣﻲﺷﻮد.

32- داروی لغزاننده( مزلق)


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 0:24 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (5)

داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از

ﻫﺮﻳﻚ از ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺿﻴﺢ آنﻫﺎ ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و ﺷﺮح ﻣﻲدﻫﻴﻢ :


23- داروی توان بخش (مقوی)

داروﻳﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﺌﺖ و ﻣﺰاج اﻧﺪام را از آﺳﻴﺐ ﻧﮕﻬﺪارد و ﻧﮕﺬارد ﻣﻮاد زاﻳﺪ ﺑﺮ آن اﺛﺮ ﮔﺬارﻧﺪ. ﻣَﻘﻮي ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮد.  ﭼﻨﻴﻦ داروﻳﻲ ﻳﺎﺧﺎﺻﻴﺘﻲ در ﺧﻮدش دارد ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮔﻞ ﻣﺨﺘﻮم و ﺗﺮﻳﺎق و ﻳﺎ اﻳﻦاﺛﺮﺑﺨﺸﻲ از اﻋﺘﺪال ﻣﺰاج آن دارو اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺮﻣﺘﺮ را ﺳﺮد و ﺳﺮدﺗﺮ را ﮔﺮم ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺟﺎﻟﻴﻨﻮس اﻳﻦ اﻋﺘﺪال را در روﻏﻦ ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪي ﻣﻲﺑﻴﻨﺪ.

24- داروی بازدارنده (رادع)

ﺑﺎزدارﻧﺪه ﺿﺪ ﺟﺬب ﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ و ﻋﺒﺎرت از داروﻳﻲ ﺳﺮد اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﺪام را ﺳﺮدي ﻣﻲﺑﺨﺸﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦﺳﺮدي ﺗﺮاﻛﻢ در اﻧﺪام ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآﻳﺪ و ﺳﻮراخﻫﺎي رﻳﺰ اﻧﺪام ﺗﻨﮓ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ﺣﺮارت ﺟﺬب ﻛﻨﻨﺪهاش ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ  و ﻣﺎﻳﻌﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮي آن در ﺟﺮﻳﺎن اﺳﺖ ﺑﻨﺪ ﻣﻲآﻳﺪ ﻳﺎ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﻪ اﻧﺪام ﻧﻤﻲرﺳﺪ و اﻧﺪام آن را ﻧﻤﻲﭘﺬﻳﺮد، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺎﺟﺮﻳﺰي (ﻋﻨﺐ اﻟﺜﻌﻠﺐ) ﻛﻪ در درﻣﺎن دﻣﻞﻫﺎ (اورام) اﺳﺘﻌﻤﺎل ﻣﻲﺷﻮد.

25- داروی غلیظ کننده ( مغلظ)


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 16:31 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (4)

داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از

ﻫﺮﻳﻚ از ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺿﻴﺢ آنﻫﺎ ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و ﺷﺮح ﻣﻲدﻫﻴﻢ :


1-داروي ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺑﺨﺶ(ﻣَﻠﻄﻒ)

داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺣﺮارﺗﻲ ﻣﻌﺘﺪل ﺧﻠﻂ را رﻗﻴﻖ ﺗﺮ از آﻧﭽﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ                ﻣﺎﻧﻨﺪ:  زوﻓﺎ، ﭘﻮﻧﻪ ﻛﻮﻫﻲ (ﺣﺎﺷﺎ) و ﺑﺎﺑﻮﻧﻪ.

 2-داروی محلل(ﺑﺮﻧﺪهﺗﺤﻠﻴﻞ )  

داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻠﻂ را ﺗﺒﺨﻴﺮ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ و آن را از ﺟﺎي ﺧﻮد ﺑﺮﻣﻲﻛﻨﺪ و اﺟﺰاء آن را ﺟﺪا ﻣﻲﺳﺎزد و ﺑﻴﺮونﻣﻲاﻧﺪازد و در اﺛﺮ ﺑﺎ ﻧﻴﺮوي ﮔﺮم ﺧﻮﻳﺶ ﺧﻠﻂ را ﺑﻪ ﻛﻠﻲ ﻧﺎﺑﻮد ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ.

 ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺧﺎﻳﻪ ﺳﮓ آﺑﻲ.

  3-  داروی ﺟﺎﻟﻲ( زداﻳﻨﺪه )


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 16:4 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (3)

داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

1.     رده اول: ﺷﺎﻣﻞ ﮔﺮم ﻛﻨﻨﺪه، ﻟﻄﻴﻒ ﻛﻨﻨﺪه، ﮔﺪازﻧﺪه، ﺟﻨﺒﺎﻧﻨﺪه، زﺑﺮي دﻫﻨﺪه، ﺑﺎزﻛﻨﻨﺪه، ﺳﺴﺘﻲآور، ﭘﺰﻧﺪه   (رﺳﺎﻧﻨﺪه)،ﻛﺸﻨﺪه  (ﺟﺎذب)ﺑﺮﻧﺪه ﻳﺎ ﺗﻜﻪ ﺗﻜﻪ ﻛﻨﻨﺪه (ﻣﻘﻄﻊ)  ﺑﺎدﺷﻜﻦ، ﺳﺮخ ﻛﻨﻨﺪه (مﺤﻤﺮ)، ﺧﺎرﻧده(ﻣﺤﻜﻚ)، ﻗﺮﺣﻪ آور، ﺧﻮرﻧﺪه،ﺳﻮزﻧﺪه، ﺳﻮزش دﻫﻨﺪه (ﻻذع)، ﺧﺮد ﻛﻨﻨﺪه، ﻣﺘﻌﻔّﻦ ﻛﻨﻨﺪه، داغﮔﺬار (ﻛﺎوي) و ﭘﻮﺳﺖ ﻛﻦ ﻣﻲﮔﺮدد.

2.     رده دوم: ﺳﺮدﻛﻨﻨﺪه، ﺗﻮان ﺑﺨﺶ، ﺑﺎزدارﻧﺪه، ﻏﻠﻴﻆ ﻛﻨﻨﺪه، ﻓﺎﺻﻠﻪ دﻫﻨﺪه، وﻣﺨﺪر را ﺷﺎﻣﻞ اﺳﺖ.



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 15:33 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (2)

صفات داروﻫﺎ

داروﻫﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد داراي ﺻﻔﺎﺗﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ 


·         ﺑﺮﺧﻲ از اﻳﻦ ﺻﻔﺎت ﻫﻤﺎن ﻛﻴﻔﻴﺖ ﭼﻬﺎرﮔﺎﻧﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ  ﺷﺪه  (ﮔﺮﻣﻲ، ﺳﺮدي، ﺗﺮي،     ﺧﺸﻜﻲ)  اﺳﺖ.

·         ﺑﺮﺧﻲ از اﻳﻦ ﺻﻔﺎت ﻧﻴﺰ ﻋﺒﺎرت از ﺑﻮي و رﻧﮓ اﺳﺖ و

·    برخیﻧﻴﺰ  ﺻﻔﺖﻫﺎي ﻣﻐﺎﻳﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان در ﺑﻴﻦ آنﻫﺎ از ﻟﻄﺎﻓﺖ، ﻏﻠﻈﺖ، ﻟﺰج ﺑﻮدن، (ﭼﺴﺒﻨﺪﮔﻲ)، ﺷﻜﻨﻨﺪ ﮔﻲ، ﺟﻤﻮد، ﺳﻴﻼن، ﻟﻌﺎﺑﻲ ﺑﻮدن، ﭼﺮب ﺑﻮدن، ﺧﺸﻜﻲ دﻫﻨﺪﮔﻲ، ﺳﺒﻜﻲ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ، ﻧﺎم ﺑﺮد.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 12:12 توسط مینا| |

دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (1)

شناسایی اﻋﻤﺎل اﻋﻤﺎل داروﻫﺎي داروﻫﺎي  ﺳﺎده

ﻛﻨﺶ و اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ داروﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﻪ وﺟﻪ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗنداز:  اﺛﺮات ﻋﻤﻮﻣﻲ،   اﺛﺮاتﺟﺰﺋﻲ، و ﻛﻨﺶﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ  ﺟﺰﺋﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﻪ ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺷﺒﺎﻫﺖ  دارﻧﺪ. 


·    اﺛﺮات ﻋﻤﻮﻣﻲ از ﻗﺒﻴﻞ ﮔﺮﻣﻲ دادن، ﺳﺮد ﻛﺮدن، ﺟﺬب، دﻓﻊ، ﺑﻪ ﻫﻢ آوردن دﻫﺎﻧﻪﻫﺎي زﺧﻢ، ﺑﻪ وﺟﻮد آوردن زﺧﻢ و از اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ.

·    اﺛﺮات ﺟﺰﺋﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺛﺮات درﻣﺎنی داروﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در درﻣﺎن ﺳﺮﻃﺎن و ﺑﻮاﺳﻴﺮ و ﻳﺮﻗﺎن و اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ ﺑﻴﻤﺎريﻫﺎ ﻣﻔﻴد ﻫﺴﺘﻨﺪ. 

·    اﺛﺮﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺟﺰﺋﻲ ﺑﻪ ﺣﺴﺎبﻣﻲآﻳﻨﺪ و ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﻛﻨﺶﻫﺎي(اﺛﺮات)  ﻋﻤﻮﻣﻲدارﻧﺪ از اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞاﺳﺖ:  اﺳﻬﺎل آوردن، ﺟﺎري ﻛﺮدن ادرار، و ﺣﺎﻻﺗﻲ ﻛﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ آنﻫﺎ اﺳﺖ.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 11:43 توسط مینا| |

اصطلاحات طب سنتی

* مسهل *


يعني اسهال كننده و آن دوايي را نامند كه بهقوّت مسهله و حرارت و نفوذ و جلا و ترقيق و جذب و دفع خود از اقاصي و عروق و منافذ بدن اخلاط فاسده و فضول معديه را جذب و اخراج و دفع نمايد به طريق امعا (از طریق زوده ها)

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 15:47 توسط مینا| |

اصطلاحات طب سنتی

* منضج *

 يعني اعتدال دهنده قوام اخلاط و مواد و آن دوايي را نامند كه تعديل قوام اخلاط نمايد و قابل دفع سازد آنها را اعم از آنكه رقيق را غليظ سازد مانند خشخاش و يا بالعكس كه غليظ را رقيق نمايد مانند طبيخ حاشا و يا منجمد را نرم سيال گرداند مانند حلبه و نيز نضج عبارت از اعتدال اخلاط در کيفيت و كميت و قوام صالح هر خلط است به حسب لایق آن تا حاصل گردد از آن منفعتي كه مخلوق­اند براي آن مانند



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 15:35 توسط مینا| |

اصطلاحات طب سنتی

نضج،

فى الحقيقت عبارت از اعتدال قوام مادّه است تا آن كه بگردد قابل و مهيّاى دفع به آسانى; زيرا كه غليظ و رقيق و لزج، هيچ يك مستعدّ دفع به آسانى نيستند.

غليظ، به جهت آن كه عسر الخروج است از منافذ ضيّقه. و رقيق،  چون از شأن آن است نفوذ و تشبّث در خُلَل اعضا و اين، باعث دشوارى خروج آن است. لزج، چونم تشبّت مى گردد به اعضايى كه محصور در آن هاست و منقطع و جدا نمى گردد به آسانى از آن ها;



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 15:25 توسط مینا| |

خوردني‌ها و آشاميدني‌ها

خوردني‌ها و آشاميدني‌ها 

·        يا تنها به دليل كيفيتشان بر بدن اثر مي كنند كه در اين صورت "دارو" ناميده مي‌شوند

·        يا تأثير آنها فقط ناشي از ماده شان است كه در اين صورت "غذا" خوانده مي‌شوند

·        يا به دليل صورتشان اثر مي كنند كه در اين صورت داراي اثر موافق بدن (مانند پادزهر)

·        يا مخالف بدن (مانند سم) مي‌باشند

·        


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 15:46 توسط مینا| |

اقسام اجمالى اغذيه و ادويه 

بيان معرفت درجات ادويه و مراتب آن ها

بدان كه آن چه وارد بدن انسان معتدل المزاج - يا قريب به اعتدال - و جوان و ذكىّ الحسّ و الإدراك گردد و حرارت غريزى او در آن تصرّف و تأثير نمايد و كيفيّت كامنه ى آن را به بروز مستعد گرداند و به فعل آورد، آن كيفيّت حاصله اگر مماثل كيفيّت بدن آن است و به تكرار استعمال و تكثار مقدار شربت، تأثيرى و احداث كيفيّتى غالب و زايد بر مزاج اصلى آن نكند و ارواح و قوى را متغيّر نسازد به كيفيّتى از كيفيّات اربعه و ناقص و مختل نسازد فعلى از افعال، آن را »معتدل« و الّا »غير معتدل« نامند.





ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 0:2 توسط مینا| |

اقسام اجمالى اغذيه و ادويه (شيوه ى تأثير ادويه)

 
تأثير فادزهر و ترياق:

بدان كه تأثير اين هر دو از جهت مركّب القوى بودن است كه: هم از جهت مناسبت و موافقت جذب سم مى نمايد، و هم از جهت مضادّت، دفع ضرر سمّ مى نمايد و باطل مى گرداند اثر آن را از اعضا و قوى و ارواح و حرارت غريزيّه; به تفتيح مجارى و نفوذ و غوص در اعماق بدن و جذب سم و دفع آن و ابطال قوّت آن.

ببايد دانست كه اجزاى رطوبات و ارواح و قواى بدنيّه همه با هم متّحد و متّصل اند; اتّصال و اتّحاد وحدانى. و طبيعت مدبّره ى بدنيّه و نفس حيوانيّه، قابض و حافظ و مجتمع كلّ اند; قبض و حفظ و اجتماع وحدانى. و ذرّه اى از آن ها از حيطه ى تدبير و تصرّف و احاطه و امر او بيرون نيستند و مسخّر امر و فرمان اويند;                                                                                                                                                     


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 19:17 توسط مینا| |

اقسام اجمالى اغذيه و ادويه (ذوالخاصیه ) 

ذوالخاصّيّه:

بدان كه : خاصّيّت، به اصطلاح، افعال و آثار »ثانوى« را نامند كه وراى كيفيّات اوّليّه - از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست - از شى ء ظاهر گردد; مانند لطافت و سرعت نفوذ و تفتيح و ترقيق و اذابه و تحليل و امثال اين ها.و افعال و آثار »ثوالث« را نيز نامند; مانند تفتيت حصات و تفريح و تقويت ارواح و قوى و دفع سمّيّت. و اين، اگر به موافقت و مناسبت به مزاج و ارواح و حيات است آن را. »فادزهر« و »ترياق« نامند، 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 19:26 توسط مینا| |

اقسام اجمالى اغذيه و ادويه 

بيان مركّب القوى و  تأثير آن


بدان كه مراتب قواى ادويه منحصر است در سه مرتبه. 

و قوّت، عبارت از مبدأ و سبب موجب افعال و ظهور آن هاست در مواضع لايقه:


 مرتبه ى اوّلى: 

افعال محسوسه ى ادويه است به سبب كيفيّت متشابهه ى حاصله از مبدأ فيّاض - جلّ اسمه بر ايشان; از تركيب عناصر و امتزاج ايشان با يك ديگر و اين را مزاج اوّلي نامند.

 
مرتبه ى ثانيه: 

افعال محسوسه ى حاصله از امزجه ى ثانويه ى اشياى صاحب امزجه ى ثانويّه است در ملاقى خودها. و آن، از لوازم مرتبه ى اولى است; زيرا كه اشياى صاحب مزاج ثانوى، مركّب اند از اجزايى كه هر يك را كيفيّتى و مزاجى اوّلي و مختلفة الأثر باشد; مانند تسخين بعضى و تبريد بعضى.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 19:16 توسط مینا| |

اقسام اجمالى اغذيه و ادويه (ذوالخاصیه - پادزهر-مسهل -ملین)

ذوالخاصّيّه: 

آن است كه تأثير آن در بدن به كيفيّتى و امرى وراى كيفيّات و امور ظاهره ى حسّيّه و وهميه ى معيّنه باشد، بلكه به مناسبتى و امرى بسيار لطيف، دقيق و خفىِّ مطلق كه تعبيرِ آن به امور محسوسه نتوان نمود; مانند جذب مغناطيس و كاه ربا آهن و كاه را، و تأثير فادزهر و سمّ در بدن كه تعبير از آن به صورت نوعيّه نيز نموده اند. وليكن جذب مغناطيس و كاه ربا آهن و كاه را، الطف وادقّ و اخفى است از تأثير آن هر دو; بلكه اين، نمونه است از تأثير نفوس بعض اشخاص انسانيّه در بعض ديگر از فرط محبّت كه عشق نامند، و فرط عداوت; به سبب كمال مناسبت و مجان است نفوس ايشان با هم، و يا كمال عدم مناسبت و منافرت ايشان از هم. و تفصيلِ اين، طولى دارد و محلّ، گنجايش آن ندارد.

بدان كه ذوالخاصّيّة اگر تأثير آن به موافقت است، آن را فادزهر و ترياق نامند و الّا سمّ.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 13:8 توسط مینا| |

 اقسام اجمالى اغذيه و ادويه (غذای دوایی-دوای غذایی)

غذاى دوايى:

آن است كه تأثير آن در بدن به مادّه و كيفيّت هر دو باشد; به همان نحو مذكور به غلبه ى مادّه; كه بعد تأثير و تأثّر، از آن. خلطى حاصل گردد كه جزء بدن و مشابه آن تواند شد، و با آن اندك كيفيّتى و مزاجى باشد غالب بر كيفيّت و مزاج اصلى بدن و اندك تغييرى در بدن نمايد به كيفيّت خود; به هر كيفيّتى كه باشد; مانند خس - كه(کاهو)  بدان که دواى مطلق :شامل دواى غذايى و دواى سمّى كاهو نامند - و ماء الشعير و كشك الشعير - كه آش جو گويند - 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 12:55 توسط مینا| |

  ( اقسام اجمالى اغذيه و ادويه (غذای مطلق-دوای مطلق   

 غذاى مطلق: 

آن است كه تأثير و تأثّر آن در بدن به مادّه فقط باشد، نه به كيفيّت و صورت; بدين قسم كه: چون وارد بدن گردد و تأثير در آن نمايد به توسّط كيفيّتى كه لازم آن است، بدن از آن متأثّر و متغيّر نشود و از مزاج اصلى خود نگردد، بلكه در آن تصرّف نموده و صورت غذايى آن را متغيّر و متبدّل گرداند كه صورت اصلى آن نماند و مستحيل به صورت خلطى شود، و اما بالقوه ى آن را به فعل آورد و مستعدّ اين شود كه بگردد جزء عضو، و بر اقطار ثلاثه ى اعضا بيفزايد، و فايض گردد بر آن صورت عضوى از مبدأ فيّاض - جلّ اسمه - ; به استعدادِ قريب، مانند آب گوشت هاى لطيف و زرده ى تخم نيم برشت. و يا بعيد، مانند مغز گندم و ساير حبوب و بقول و غيرها. و كيفيّت حاصله از آن، منافى و غالب بر كيفيّت اصلى بدن نباشد.



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 12:9 توسط مینا| |

  اقسام اجمالى اغذيه و ادويه:

بدان كه اشياى مركبه، خالى از مادّه و كيفيّت و صورت نوعيّه ى مميّزه ى هر يك نوع مركبى از ديگر نيستند وليكن در بعضى هر سه متساوى اند، و در بعضى مادّه غالب است و در بعضى كيفيّت و در بعضى صورت. و در غلبه نيز در شدّت و ضعف متفاوت اند و هر يك مسمّى به اسم خاصّ اند.

 چون اين امور بالإجمال دانسته شد، 

پس بدان كه سواى آب آن چه وارد بدن گردد - خواه غذا باشد و خواه دوا و ميان آن و طبيعت مدبّره ى بدنيّه و حرارت غريزيّه و قواى آن فعل و انفعال رو دهد - كه آن، فعل در حرارت و قواى بدنيّه نمايد و حرارت و قواى بدنيّه در آن - 

خالى از آن نيست كه تأثير آن:



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 11:14 توسط مینا| |

در بيان بعضي اصطلاحات طبيه متداوله-۲۱

حروف (الواو-الهاء-)

حرف الواو

* وثب * جستن از جاي.

* وثي * گزنده.

* وغر * به غين معجمه زمين سخت.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 21:37 توسط مینا| |

در بيان بعضي اصطلاحات طبيه متداوله-۲۰

حرف النون

* ناشف *آنچه جذب رطوبات سياله كند اعم از آنكه منافذ او مریي نباشد مثل آهك آب نديده و يا مریي باشد چون اسفنج و ناشف را قحل نيز نامند.

* نبطي * در لغات مراد لغت قومي است و در ادويه مراد گياه خودروي است كه آن را نكشته باشند.

* نجم * نبات بي‌ساق است كه بر زمين پهن شود كه به فارسي بياره گويند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 21:18 توسط مینا| |

در بيان بعضي اصطلاحات طبيه متداوله-۱۹

حرف الميم

* مالي * عسل است.

* مالي‌قراطن و ماءالقراطن * ماءالعسل­اند.

* مایع * آنچه ضد جامد باشد و سيلان كند و رقيق القوام باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 21:12 توسط مینا| |

در بيان بعضي اصطلاحات طبيه متداوله-۱۸

حروف (ک-ل)

* كثيرالغذاء * آنچه اكثر مقدار او جزو بدن شود.

* كثیف * به خلاف لطيف و آن چيزي است كه اجزاي او به دشواري قبول انفصال از كيفيت بدني كند و نفوذ در اجزاي بدن به سرعت ننمايد.

* كماد * آنچه گرم كرده بر عضو بندند مثل تكميد به سبوس گندم.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 21:2 توسط مینا| |

Design By : Night Melody